نورنیوز- گروه سیاسی: نشست تلویزیونی اخیر رئیسجمهور با سه فعال سیاسی و رسانهای، در فضای سیاسی و خبری کشور بازتاب گستردهای داشت. این نشست که از جهت فرم اجرا با ابتکارات و نوآوریهایی همراه بود، الگوی ارتباطی تازهای را در مناسبات رئیسجمهور با مردم به نمایش گذاشت و با پرهیز از ساختارهای قبلی مصاحبههای تلویزیونی مقامات ارشد، سه چهرهی رسانهای از سه جریان اصلاح طلب، اعتدالی، و اصولگرا را مقابل مسعود پزشکیان نشاند تا بدون کمترین هماهنگی محتوایی، سئوالات این کارشناسان بدون ویرایش و فیلتر طرح و به بحث گذاشته شود. از این لحاظ، نشست اخیر رئیس جمهور را میتوان نشستی مبتکرانه، موفق و تاحدی مخاطبپسند ارزیابی کرد.
اما غیر از وجوه شکلی و فنی و رسانهای، نشست دیشب پزشکیان، پرسش بنیادینی را پیش روی افکار عمومی و تحلیلگران گذاشت: آیا سخنان رئیسجمهور فراتر از شرح مشکلات و تبیین مدیریت روزمره امور، توانست برای مردم، افقی راهبردی برای آینده ترسیم کند؟ آیا مخاطب ایرانی، و حتی خارجی، که پس از تحولات عمیق ناشی از جنگ 12 روزه، چشم به راه بودند تا تصویری عینی و جامع از برنامهها و رویکردها و اقدامات راهبردی ایران در روزهای خطیر آینده دریافت کنند، انتظارشان برآورده شد؟
شرایط تعلیق؛ جامعه منتظر
ایران امروز در وضعیت ویژهای قرار دارد. هرچند رژیم صهیونیستی در خلال جنگ 12 روزه ضرب شستی نمایان از قدرت مقابله ایران دریافت کرد اما هنوز شبح شروع دوباره شرارتهای اسراییل و حتی آمریکا کاملا محو نشده است و مردم در وضعیت تعلیق روانی به سر میبرند. از یک سو، تهدید بازگشت «مکانیسم ماشه» و فشارهای بینالمللی بر سر کشور سایه افکنده است، و از سوی دیگر، بحرانهای داخلی از ناترازیهای انرژی و آب گرفته تا معیشت و اشتغال، زندگی روزمره مردم را دشوار کرده است. این تعلیق، جامعه را در موقعیتی گذاشته که بیش از هر چیز به تصویر روشن آینده که ایجاد آن مسئولیت اصلی حاکمان است،نیاز دارد. مردم در چنین وضعیتی از رئیسجمهور انتظار دارند نه فقط به مشکلات امروز بپردازد، بلکه نشان دهد کشور در چه مسیری میتواند حرکت کند، چه فرصتهایی در برابر آن وجود دارد، مزیتها و امتیازات و ابتکارات ایران در این وضعیت غامض چیست، و نقش هر شهروند در ساختن آینده کدام است.
پزشکیان در این گفتوگو با همان زبان ساده و بیپیرایهی همیشگی خود حاضر شد. پرهیز از شعار و صداقت در بیان مشکلات، ویژگی بارز سخنان او بود. نه وعدههای غیرقابل تحقق داد و نه در دام تهدیدها و اُشتلمهای اغراقآمیز افتاد. اما همین ویژگی که برای بسیاری نشانهای از صداقت و سلامت گفتار است، برای بخشی دیگر از جامعه «کافی» به نظر نمیرسد. این زبان البته زبانی سلیس و صادقانه و صمیمی است اما عیبش این است که برای روزهای فوق بحرانی، قدری خونسرد و حتی چه بسا عصبانیکننده و ملالتبار به حساب میآید. در شرایطی که فشار روانی و اقتصادی بر مردم سنگینی میکند، تنها بازگویی مشکلات یا تکرار ضرورتهای مدیریت، به الهامبخشی و امیدآفرینی منجر نمیشود. جامعه انتظار دارد رئیسجمهور علاوه بر بیان صادقانه مشکلات، نقشه راه آینده را هم نشان دهد.
فقدان تصویر کلان از آینده
برخی از تحلیلگران سیاسی و رسانهای گفتهاند که یکی از وجوه مهم گفتوگوی اخیرپزشکیان، آن چیزهایی بود که رئیسجمهور نگفت. او برخلاف برخی جریانهای سیاسی، تهدید به بستن تنگه هرمز، خروج از پیمانهای بینالمللی یا افزایش تنش در سیاست خارجی نکرد. سکوت آگاهانه او در برابر شعارهای رادیکال، نشان داد که دولت چهاردهم مسیر تعامل و آرامسازی را ترجیح میدهد. این بخش از سخنان پزشکیان میتواند در شرایط ملتهب منطقه و جهان، نشانهای مثبت باشد. اما پرسش همچنان باقی است: آیا صرفاً پرهیز از تنش کافی است، یا نیاز به ترسیم یک راهبرد جامع نیز هست؟
در سخنان پزشکیان بخش عمدهای از زمان صرف موضوعاتی چون قانون حجاب و عفاف، مشکلات ساختاری انرژی، و معیشت شد. او بهدرستی تأکید کرد که کشور در برخی حوزهها «لبه سقوط» را تجربه میکند. این نگاه واقعگرایانه برای نشان دادن سختی مسیر ارزشمند است. اما در عین حال، تمرکز بیش از حد بر مسائل جاری و مدیریتی، بدون پیوند دادن آنها به یک افق آینده، باعث شد گفتوگو وجه راهبردی نداشته باشد. برای مثال، وقتی از انرژی یا آب سخن میگوید، مردم انتظار دارند بشنوند که در افق پنج یا ده ساله چه تغییر ساختاری میتوان انتظار داشت و چه نقشی برای آنها در این تغییر دیده شده است.
در این گفتوگو کمتر نشانهای از ترسیم «ایران مطلوب» دیده شد. اینکه کشور در محیط پیرامونیاش چه جایگاهی خواهد داشت، در نظام بینالملل چه نقشی میتواند ایفا کند، یا حتی در زندگی روزمره مردم چه تغییرات امیدبخشی محتمل است، موضوعاتی بود که کمتر به آنها پرداخته شد. مردم بیش از هر چیز نیاز دارند دریابند دولت چه تصویری از آینده دارد و چگونه میخواهد امید وبه تعبیر برخی از تحلیلگران، «تخیل جمعی» را در جامعه زنده کند. نبود این تصویر کلان باعث شد گفتوگو بیشتر رنگ «مدیریت روزمره» بگیرد تا «رهبری الهامبخش.»
میان احتیاط و انتظار
مصاحبه تلویزیونی رئیسجمهور پزشکیان را میتوان در دو سطح دید:
سطح اول: پرهیز از شعار، بیان صادقانه مشکلات، و اجتناب از رادیکالیسم. این نقاط قوتی است که در شرایط حساس فعلی میتواند آرامش نسبی ایجاد کند.
سطح دوم: نبود زبان اقناعی و اطمینانبخش و فقدان ترسیم افق آینده. این نقطه ضعفی است که اگر تداوم یابد، ممکن است اعتماد عمومی به توان دولت برای ایجاد تغییر و برانگیختن امید را کاهش دهد.
جامعه ایران در این بزنگاه تاریخی بیش از هر چیز به آرمان و حتی رؤیای مشترک نیاز دارد. پزشکیان اگر بخواهد از یک مدیر محتاط به یک رهبر الهامبخش تبدیل شود، باید زبان راهبردیتری به کار گیرد؛ زبانی که هم از صراحت و صداقت او بهرهمند باشد و هم بتواند چشماندازی روشن برای آینده ترسیم کند؛ آیندهای که در آن مردم خود را نه صرفاً نظارهگر مشکلات، بلکه کنشگر ساختن فردای بهتر ببینند.
البته باید به این نکته مهم هم توجه داشت که در ارزیابیها وقتی از پزشکیان حرف میزنیم، نباید فقط به کارنامه مدیریتی یا مواضع سیاسیاش بسنده کرد. او همواره یک تیپ گفتاری و رفتاری خاص دارد که بر تصمیمگیریها و سبک حکمرانیاش اثر میگذارد. او برخلاف بسیاری از سیاستمداران، اهل شعارهای پیچیده، ادبیات پروتکلی یا کلمات پرطمطراق نیست. زبانش ساده است، مستقیم حرف میزند و حتی در جلسات رسمی هم به اصطلاح «ضدپروتکل» است. این ویژگی روانشناختی و شخصیتی باعث میشود در مواجهه با مسائل کشور، بیش از آنکه آرمانگرایانه سخن بگوید، عملگرایانه ظاهر میشود و حرف میزند. اما گاهی همین سادگی و بیتکلفی در کلام به شکل «بیپروایی» یا «بیبرنامگی» تعبیر میشود.
از منظر روانشناسی فردی میتوان گفت پزشکیان به تیپ شخصیتی واقعگرا و دروننگر با تمایلات عملی نزدیک است؛ فردی که بیشتر به «راهحل» فکر میکند تا «تصویرسازی». عملگرایی، واقعگرایی، سادگی گفتار و ضدپروتکل بودن پزشکیان بخشی از سرمایه روانشناختی اوست که به صداقت و محبوبیت مردمیاش منجر میشود؛ اما همین ویژگیها اگر با مهارتهای ارتباطی و رسانهای کافی همراه نشود، و امید و آرمان و افق دوردست را برای شهروندان ایرانی ترسیم نکند، میتواند آسیبزا باشد و سوءبرداشتها را دامن بزند.