نورنیوز_ گروه بین الملل: «دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده زمانی به مخالفت با جنگ عراق میبالید اما ماجرای ایران نشان میدهد موضع او درباره درگیریهای خارجی همواره در حال تغییر است.»
«اندرو راث» روزنامهنگار آمریکایی و از خبرنگاران باسابقه حوزه سیاست و سیاست خارجی که سالها بهعنوان خبرنگار بینالملل برای روزنامه گاردین فعالیت کرده در تازه ترین نوشتار برای این نشریه به تنش جاری میان ایران و ایالات متحده پرداخته و مینویسد: دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده زمانی به مخالفت با جنگ عراق میبالید اما ماجرای ایران نشان میدهد موضع او درباره درگیریهای خارجی همواره در حال تغییر است.
وی در ادامه نوشت: در حالی که دموکراتهای ارشد پس از شرکت در یک جلسه توجیهی محرمانه درباره ایران با مارکو روبیو، وزیر خارجه از جلسه خارج میشدند، هشدارهایی محتاطانه و سربسته مطرح کردند درباره آنچه ممکن است به بزرگترین مداخله نظامی آمریکا از زمان جنگ عراق تبدیل شود.
برخلاف فضای پس از حملات ۱۱ سپتامبر که موجی از حمایت از جنگ شکل گرفته بود، اکنون چنین فضای جنگطلبانهای دیده نمیشود. با این حال، نفوذ گسترده ترامپ بر هوادارانش و پراکندگی و اختلاف در میان دموکراتها باعث شده نوعی پذیرش ضمنی یا اجماع اولیه شکل بگیرد.اما این موضعگیری به معنای اعلام مخالفت صریح با آغاز جنگی تازه در خاورمیانه نبود. دموکراتها بیشتر از آنکه اصل جنگ را هدف بگیرند، به روند تصمیمگیری غیرشفاف پیرامون دونالد ترامپ و همچنین رفتارها و تصمیمهای غیرقابل پیشبینی او انتقاد داشتند؛ تصمیمی که میتواند مهمترین و سنگینترین انتخاب سیاست خارجی او در دو دوره ریاستجمهوریاش باشد.
چاک شومر، رهبر اقلیت سنا و یکی از چهرههای باسابقه حزب دموکرات، پس از جلسه گفت: «موضوع بسیار جدی است و دولت باید دلایلش را برای مردم آمریکا توضیح دهد.»
او افزود: «اگر قرار است اقدامی علیه ایران انجام شود و خب چه کسی دقیقاً میداند چه اقدامی، باید آن را علنی و شفاف اعلام کنند.» دیگر دموکراتهای حاضر در جلسه موسوم به «گروه هشت» نیز موضعی مشابه گرفتند.
با این حال، این سخنان فاصله زیادی با محکومیتهای صریح و تند علیه حرکت به سوی جنگ داشت؛ همان چیزی که طبق نظرسنجیهای اخیر، بسیاری از آمریکاییها ممکن است انتظار داشته باشند. اهداف نهایی ترامپ در قبال ایران همچنان روشن نیست، اما گردآوری بزرگترین نیروی نظامی از سال ۲۰۰۳ تاکنون این احساس را ایجاد کرده که آمریکا ممکن است بار دیگر وارد جنگ شود.
برخلاف فضای پس از حملات ۱۱ سپتامبر که موجی از حمایت از جنگ شکل گرفته بود، اکنون چنین فضای جنگطلبانهای دیده نمیشود. با این حال، نفوذ گسترده ترامپ بر هوادارانش و پراکندگی و اختلاف در میان دموکراتها باعث شده نوعی پذیرش ضمنی یا اجماع اولیه شکل بگیرد.
با این وجود، احتمال شکلگیری واکنش منفی هم وجود دارد. پس از بحثهای داخلی پرتنش، دموکراتهای مجلس نمایندگان اعلام کردند که هفته آینده طرحی را به رأی میگذارند تا ترامپ را ملزم کنند برای توضیح برنامههایش درباره ایران به کنگره پاسخ دهد.
در بخشی از این بیانیه تأکید شده که این رأیگیری به دموکراتها فرصت میدهد موضع خود را درباره حمایت یا مخالفت با جنگی که بدون موافقت کنگره آغاز شود، رسماً اعلام کنند. در بیانیه همچنین آمده است: «آغاز یک جنگ اختیاری در خاورمیانه، بدون درک کامل از همه خطرات آن برای نیروهای نظامی ما و احتمال گسترش درگیریها، اقدامی بیپرواست. ما معتقدیم هرگونه اقدام نظامی بدون مشورت و مجوز کنگره، مغایر قانون اساسی خواهد بود.»
دیلن ویلیامز، معاون امور دولتی در مرکز سیاست بینالملل، یک اندیشکده نزدیک به جریان چپ گفت: «به نظر من در ۴۸ ساعت گذشته تغییر محسوسی در موضع رهبری حزب دموکرات و برخی چهرههای اصلی حزب ایجاد شده است. وقتی مشخص شد این موضوع تا چه اندازه برای پایگاه رأیدهندگان دموکرات اهمیت دارد، رهبران حزب با صراحت بیشتری درباره اصل موضوع صحبت کردند.»
شومر نیز اعلام کرده که از طرح مشابهی در سنا برای محدود کردن اختیارات نظامی ترامپ در قبال ایران حمایت میکند.
همانند دوران جورج دبلیو بوش در اوایل دهه ۲۰۰۰، ترامپ و دولتش دلایل مختلفی برای توجیه اقدام علیه ایران مطرح کردهاند: ابتدا (طرح ادعای) برخورد با معترضان، سپس برنامه هستهای ایران و بعد تلاش این کشور برای ساخت موشکهای بالستیک.ترامپ همواره به مخالفت اولیه خود با جنگ عراق افتخار کرده است (هرچند تا اواخر سال ۲۰۰۳ که اوضاع عراق به بحران کشیده شد، حمایت ملایمی از حمله نشان میداد). او در دوره اول ریاستجمهوری گفته بود یکی از دلایل پیروزیاش وعده پایان دادن به مداخلات آمریکا در خاورمیانه بوده و تأکید کرده بود: «من با وعده پایان دادن به این جنگهای بیپایان و مضحک انتخاب شدم.»
اما همانند دوران جورج دبلیو بوش در اوایل دهه ۲۰۰۰، ترامپ و دولتش دلایل مختلفی برای توجیه اقدام علیه ایران مطرح کردهاند: ابتدا برخورد با معترضان (که ترامپ مدعی شد ۳۲ هزار کشته داشته، هرچند برخی منابع آمار کمتری ارائه دادهاند)، سپس برنامه هستهای ایران و بعد تلاش این کشور برای ساخت موشکهای بالستیک.
با وجود آنکه ترامپ تیمی را گرد هم آورده که برخی اعضایش مخالف گسترش مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه هستند، بهویژه جیدی ونس که بر تمرکز بر تهدید بلندمدت چین تأکید دارد، گزارشها نشان میدهد اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، دولت به سمت یک حمله نظامی گسترده حرکت خواهد کرد.
ترامپ در سخنرانی سالانه خود در کنگره بار دیگر تأکید کرد که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد؛ این در حالی است که پیشتر گفته بود عملیات «چکش نیمهشب» در تابستان گذشته برنامه هستهای ایران را «به طور کامل نابود کرده است.»
او حتی فراتر رفت و ایران را تهدیدی فوری و مستقیم برای آمریکا توصیف کرد و گفت: «آنها همین حالا موشکهایی ساختهاند که میتواند اروپا و پایگاههای ما در خارج را تهدید کند و در حال کار روی موشکهایی هستند که بهزودی به خاک آمریکا خواهند رسید.» با این حال، دولت هیچ مدرکی برای این ادعا یا جدول زمانی مشخصی درباره توانایی ایران در ساخت چنین موشکهایی ارائه نکرده است.
این اظهارات یادآور هشدارهای دولت بوش در سال ۲۰۰۲ است؛ زمانی که با طرح موضوع سلاحهای کشتار جمعی، زمینه را برای جنگ عراق فراهم کرد.
نزدیکترین مشاوران ترامپ از جمله جی دی ونس، مارکو روبیو و نماینده ویژه استیو ویتکاف از چنین مقایسههایی ناراضیاند. پس از حملات محدود سال گذشته به برنامه هستهای ایران، ونس گفت که با آمریکاییهایی که «بعد از ۲۵ سال درگیری در خاورمیانه خسته شدهاند» همدردی میکند اما افزود: «آن زمان رئیسجمهورهای نادانی داشتیم، اما حالا رئیسجمهوری داریم که میداند چطور اهداف امنیت ملی آمریکا را محقق کند.»