نورنیوز- گروه فرهنگی: درگذشت استاد عبدالمجید ارفعی(1318-1404)، پژوهشگر برجسته زبانهای باستانی ایرانی، خبری تلخ و اندوهناک برای جامعهٔ علمی، فرهنگی و دانشگاهی کشور است. او علاوه بر اینکه بهعنوان متخصص منحصر به فرد جهانی در موضوع فرهنگ و زبانهای باستانی شناخته میشد، چهرهای عمیقاً ملی هم بود که توانست هویت تاریخی ایرانیان را از دل متون باستانی استخراج و بازخوانی کند و به نسل امروز بنمایاند؛ و از این جهت، جایگاهی بیبدیل در تاریخ فرهنگ ایران دارد. میراث علمی او نشان میدهد که فهم دقیق زبان و نوشتههای باستانی، کلید بازشناسی هویت و تاریخ یک ملت است، و ارفعی این کلید را در دست ما گذاشت.
عبدالمجید ارفعی در طول عمر پربار خود، زبانهای باستانی مانند اکدی، ایلامی و بابلی نو را بهصورت علمی آموخت و توانست متون میخی باستانی هخامنشی را بخواند و ترجمه کند. او نخستین ایرانی بود که استوانهٔ کوروش، یکی از معتبرترین متون حقوق بشری و تاریخی جهان، را مستقیماً از زبان اصلی به فارسی ترجمه کرد. این ترجمه، نهفقط ترجمهای لفظی، بلکه بازتابی دقیق از اندیشهها، ارزشها و ساختار حکمرانی عصر هخامنشی بود و راهی روشن برای شناخت عمیقتر تاریخ ایران باستان فراهم آورد. با این اثر، ارفعی به ما نشان داد که تاریخ ایران، فراتر از اسطورهها و روایتهای عامیانه، سندی روشن و مستند دارد که میتواند هویت ملی را مستحکم سازد.
نقش ارفعی در ترجمه و انتشار بیش از ۲۵۰۰ گلنبشته و لوحهٔ تختجمشید و دیگر آثار هخامنشی، اهمیت او را بیش از پیش برجسته میکند. این متون تاریخی، سندی مستقیم از اندیشه و زندگی مردم و حکمرانان آن عصر هستند؛ بازخوانی و ترجمهٔ آنها به زبان فارسی، کاری فراتر از پژوهش علمی صرف بود؛ این اقدام، بازگرداندن هویت ملی ایرانیان از سکوت خاک و فراموشی به زندگی امروز بود. بدون چنین تلاشهای مستند و دقیق، بسیاری از واقعیتهای تاریخی ایران میتوانست به روایتهای نادرست یا غیرعلمی سپرده شود.
ارفعی در عرصهٔ بینالمللی نیز شناخته شده بود. او یکی از معدود متخصصین خوانش خط میخی ایلامی و اکدی بود و بهواسطهٔ مهارتهایش، ایران را در جمع معدود کشورهایی قرار داد که توانستند مستندات باستانی خود را با دقت علمی بازخوانی و تحلیل کنند. جوایزی مانند نشان «خورشید» یونسکو و جایزهٔ «سرو ایرانی» نیز بیانگر ارزش جهانی تلاشهای او در معرفی فرهنگ و تاریخ ایران هستند. یکی از برجستهترین ابعاد کار ارفعی، بازآفرینی تجربهٔ اندیشمندان و جامعهٔ ایران باستان از طریق ترجمه و پژوهش متون حقوقی، اداری، مذهبی و ادبی بود. او نهتنها زبان متون را بازسازی کرد، بلکه تجربهٔ زیستهٔ ایرانیان باستان را به نسل امروز منتقل ساخت و نشان داد که فهم عمیق تاریخ، بدون بازشناسی زبان و نوشتهها ممکن نیست. این تلاش، به ویژه در شناخت ارزشها، مناسبات اجتماعی و ساختار حکمرانی دوران هخامنشی اهمیت دارد و به ما امکان میدهد ریشههای هویت ملی خود را بهتر دریابیم.
یکی از ویژگیهای متمایز ارفعی، توانایی او در پیوند دادن پژوهش علمی با هویت ملی بود. ترجمهٔ دقیق متون هخامنشی، گلنبشتهها و کتیبههای باستانی، نه تنها دادههای تاریخی ارائه میداد، بلکه به خواننده امروز امکان میداد خود را در یک امتداد تاریخی ببیند؛ امتدادی که از کوروش و داریوش تا دوران معاصر ایران ادامه دارد. به این ترتیب، کار ارفعی فراتر از پژوهش علمی، یک پروژهٔ فرهنگی و هویتی بود که توانست ایرانیان را با ریشههای تاریخی خود پیوند دهد و احساس تعلق به تاریخ و فرهنگ ملی را تقویت کند.
ارفعی با پژوهشهای خود نشان داد که هویت تاریخی یک ملت، تنها در کتابها و منابع خشک باقی نمیماند؛ بلکه در زبان و نوشتار باستانی، در متون و کتیبههایی نهفته است که هر کلمهٔ آنها، پلی است میان گذشته و حال. او با فروتنی علمی و پشتکار پژوهشی، این پل را ساخت و نسلهای امروز و فردا را به فهم عمیقتر تاریخ و هویت ملی دعوت کرد. همچنین، ارفعی به جوانان و پژوهشگران یاد داد که شناخت تاریخ بدون پژوهش عمیق زبانشناسانه و متنخوانی ممکن نیست. او نشان داد که خواندن مستقیم متون باستانی، نهتنها حقیقت تاریخی را آشکار میکند، بلکه مانع از تحریف و روایتهای سطحی میشود و امکان قضاوت عالمانه دربارهٔ تاریخ ایران و هویت ملی را فراهم میآورد.
میراث عبدالمجید ارفعی، فراتر از ترجمه و پژوهش، یک دعوت به آگاهی ملی و تاریخی است. او نشان داد که زبان و متن باستانی، حافظ هویت و کلید درک ریشههای فرهنگی و اجتماعی یک ملت است. یاد او، چه در عرصهٔ علم و پژوهش و چه در نگاه به هویت تاریخی ایران، ماندگار است و مسیر بازشناسی و حفظ میراث ملی برای نسلهای آینده را روشن نگاه خواهد داشت.