نورنیوز-گروه سیاسی: جایگاه ژئوپولیتیک ایران در خلیج فارس، بهویژه اشراف بر ، یک واقعیت انکارناپذیر در معادلات امنیت انرژی جهان است. بر اساس اصول حقوق بینالملل، آزادی کشتیرانی در آبراههای بینالمللی تا زمانی اعتبار دارد که امنیت و تمامیت ارضی کشورهای ساحلی در معرض تهدید قرار نگیرد. در شرایط تهدید مستقیم، دولت ساحلی میتواند برای حفظ امنیت ملی خود اقدام به محدودسازی یا حتی انسداد موقت مسیرهای عبوری کند.
در این چارچوب، ادعای غیرقانونی بودن بستن تنگه هرمز بدون توجه به وضعیت تهدید، فاقد استنادات کامل حقوقی است. ایران همواره امنیت خلیج فارس، دریای عمان و آبراههای پیرامونی را بخشی از مسئولیت منطقهای خود دانسته و با حسن نیت در تأمین امنیت انرژی جهانی مشارکت داشته است. با این حال، این رویکرد تعاملی به معنای چشمپوشی از حق دفاع مشروع نیست؛ حقی که در صورت بروز تهدید، قابلیت عملیاتی شدن دارد.
وابستگی انرژی و آسیب پذیری جنگطلبان
بیش از ۲۰ درصد نفت جهان روزانه از تنگه هرمز عبور میکند؛ رقمی که نشان میدهد هرگونه اختلال در این مسیر، پیامدهای فوری و گسترده بر بازارهای جهانی خواهد داشت. حتی رزمایش اخیر دریایی ایران در این منطقه، افزایش قیمت نفت تا ۷۱ دلار را رقم زد. برآوردهایی نیز وجود دارد که در صورت انسداد تنگه، قیمتها میتواند تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.
در چنین شرایطی، طرح تهدید نظامی علیه ایران از سوی برخی جریانها در آمریکا، رژیم صهیونیستی و بخشی از اروپا، با واقعیتهای اقتصادی آنها همخوانی ندارد. اقتصاد آمریکا با کسری تجاری صدها میلیارد دلاری، رشد پایینتر از پیشبینیها و نارضایتی عمومی از هزینههای زندگی مواجه است. اروپا نیز با بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و اختلافات داخلی در اتحادیه، توان تحمل یک شوک جدید انرژی را ندارد.
از این منظر، تهدید نظامی نه یک ابزار بازدارنده، بلکه عاملی برای تشدید بحران اقتصادی در همان کشورهایی است که آن را تبلیغ میکنند.
رژیم صهیونیستی و هزینههای تنش
در این میان، نقش تحریکآمیز جریانهای تندرو در تلآویو نیز قابل توجه است. طی ماههای اخیر کوشیده است با برجستهسازی سناریوی تقابل با ایران، حمایت سیاسی واشنگتن را به سمت گزینههای سخت سوق دهد. با این حال، تجربه تنشهای اخیر نشان داده که اقتصاد رژیم صهیونیستی نیز از افزایش ریسکهای امنیتی آسیبپذیر است.
گزارشها حاکی از افزایش نرخ دلار و یورو در برابر شِکِل همزمان با اوجگیری تنشها بوده است؛ نشانهای از نگرانی بازارهای مالی این رژیم. افزون بر آن، پیامدهای اقتصادی جنگ ۱۲ روزه اخیر هنوز بهطور کامل ترمیم نشده و فشار مضاعف میتواند بر شکنندگی ساختار اقتصادی آن بیفزاید.
بنابراین، تشدید تنش نهتنها به تضعیف امنیت منطقهای میانجامد، بلکه خودِ طراحان آن را نیز با هزینههای سنگین مالی و ارزی روبهرو میسازد.
شوک جهانی در صورت خطای راهبرد
واقعیت آن است که توانمندیهای نظامی ایران در حوزه دریایی و موشکی، قابلیت ایجاد تغییر در وضعیت عبور و مرور انرژی را دارد. رزمایشهای اخیر و حضور فعال در تمرینات مشترک دریایی با سایر کشورها، نشاندهنده ظرفیت عملیاتی تهران در این حوزه است.
اگر تهدیدی عملی شود و ایران ناگزیر به استفاده از ابزارهای بازدارنده خود گردد، بازار انرژی با جهشی نجومی روبهرو خواهد شد؛ جهشی که به تورم جهانی، رکود در اقتصادهای صنعتی و بحران در بازارهای سرمایه منتهی میشود. در چنین سناریویی، مفهوم «حمله محدود» معنایی نخواهد داشت و واکنشها ابعاد منطقهای پیدا میکند.
از این رو، عقلانیت راهبردی ایجاب میکند جامعه جهانی به جای همراهی با رویکردهای یکجانبهگرایانه، بر مهار تنش و تقویت مسیرهای دیپلماتیک تمرکز کند. هرگونه خطای محاسباتی در قبال ایران میتواند به پاشنه آشیل اقتصاد جهانی تبدیل شود.