نورنیوز-گروه بینالملل: آمریکا بار دیگر نشان داد که صلح در قاموس سیاست خارجیاش نه محصول گفتوگو، بلکه نتیجه مدیریت بحران و سودآوری از ناامنی است. یکی از لایههای اصلی سفر ونس به ارمنستان و جمهوری آذربایجان، فعالسازی بازار تسلیحات و تشدید رقابت نظامی در قفقاز است. اعلام رسمی فروش پهپادهای نظامی به ارمنستان، در کنار تداوم همکاریهای تسلیحاتی با باکو، بیانگر راهبردی آشناست؛ ایجاد توازن مصنوعی از مسیر تسلیح طرفین برای تضمین منافع کارتلهای اسلحه سازی آمریکا.
این الگو که پیشتر در غرب آسیا، اروپا و شرق آسیا آزموده شده، نهتنها امنیت پایدار تولید نکرده، بلکه منجر به چرخهای از بیاعتمادی، افزایش هزینههای نظامی و وابستگی امنیتی کشورها به واشنگتن شده است. در این چارچوب، دولتمردان آمریکایی عملاً در نقش دلالان بحران ظاهر میشوند؛ کنشگرانی که ثبات را قربانی سود کوتاهمدت صنایع نظامی میکنند.
دوگانگی هستهای و رسوایی منع اشاعه
سفر ونس، پرده دیگری از دوگانگی هستهای آمریکا را نیز آشکار ساخت. واشنگتن در حالی با ادعای منع اشاعه، برنامه هستهای ایران را هدف تحریم، تهدید و حتی اقدام نظامی قرار میدهد که همزمان در ایروان، توافق همکاری هستهای مسالمتآمیز با ارمنستان امضا میکند.
اظهارات ونس درباره «زمینهسازی ۹ میلیارد دلاری برای تجار آمریکایی» بهروشنی نشان میدهد که مسئله آمریکا نه امنیت هستهای، بلکه کنترل دانش و بهرهبرداری اقتصادی و سیاسی از آن است. استقلال هستهای کشورها، زمانی که به الگویی برای رهایی از سلطه تبدیل میشود، از منظر آمریکا غیرقابل تحمل است. این رفتار متناقض، مشروعیت ادعاهای واشنگتن علیه حقوق هستهای ایران را بیش از پیش زیر سؤال برده و ماهیت غیرحرفهای و ابزاری سیاست منع اشاعه آمریکا را عیان میسازد.
قفقاز؛ آزمایشگاه بیثباتسازی منطقهای
شواهد موجود نشان میدهد که سفر ونس بخشی از طرح از پیشطراحیشده آمریکا برای بیثباتسازی قفقاز است؛ طرحی که با هدف گسترش ناتو، نظامیسازی منطقه و فراهمسازی بستر نفوذ رژیم صهیونیستی دنبال میشود. استفاده از عنوانهایی چون «کریدور ترامپ» پوششی برای تحمیل الگوهای امنیتی برونزا و تضعیف سازوکارهای بومی حل اختلاف است.
تجربه سایر مناطق جهان نشان داده که حضور آمریکا نهتنها منجر به امنیت نشده، بلکه شکافهای قومی، سیاسی و ژئوپلیتیکی را تعمیق کرده است. از این منظر، قفقاز و آسیای مرکزی در نقطهای تعیینکننده قرار دارند؛ یا با همگرایی منطقهای و گفتوگوی همسایگان مسیر ثبات را انتخاب میکنند، یا با بازی در زمین واشنگتن، هزینههای سنگین بیثباتی و انزوا را میپردازند.
قفقاز در پازل مقابله با نظم نوین جهانی
در سطح کلان، سفر ونس را باید بخشی از راهبرد آمریکا برای مقابله با نظم نوین جهانی دانست؛ نظمی که با محوریت چین، روسیه، ایران و بریکس، یکجانبهگرایی سنتی واشنگتن را به چالش کشیده است. بحرانسازی همزمان در غرب آسیا، آمریکای لاتین، شرق اروپا و اکنون قفقاز، قطعات یک پازل امنیتسوز واحدند.
این تحرکات نه از موضع قدرت، بلکه از سر نگرانی نسبت به افول هژمونی آمریکا صورت میگیرد. در مقابل، کشورهای مستقل با اتکا به استقلال درونزا و همگرایی منطقهای، در حال شکلدهی به ساختارهای جدیدی هستند که مداخله خارجی را پرهزینه و بیاثر میسازد. آینده قفقاز، بیش از هر زمان، به انتخاب بازیگران منطقهای میان «وابستگی بحرانزا» و «همکاری بومی پایدار» گره خورده است.
نورنیوز