نورنیوز-گروه بین الملل: هیثم بن طارق معمولا با رهبران کشورها دیدار میکند و غالبا از دیدار با مقامات دیگری پرهیز دارد، اما حدود سه ساعت با لاریجانی گفتگو کرده است. این خود امری غیر عادی و نشانی از اهمیت محتوای دیدار است و باید دید که این سه ساعت تنها صرف گفتگوی دو طرفه شده است؟
جمعه گذشته، نگارنده در یادداشتی با عنوان «نه پیشرفت نه بنبست» نوشت که طرف آمریکایی احتمالا پیشنهاد یا درخواستی از ایران داشته و احتمالاً تداوم مذاکرات به نوع پاسخ تهران در اینباره بستگی دارد. اما هنوز ماهیت درخواست احتمالی آمریکا مشخص نیست.
سفر لاریجانی به مسقط در حالی انجام شده که ترامپ شنبه گذشته گفت اوایل این هفته دوباره گفتوگو میکنیم؛ اما فعلاً خبری از آغاز مجدد مذاکرات میان عراقچی و ویتکاف نیست. روشن هم نیست که آیا سفر لاریجانی میتواند مصداق گفته ترامپ باشد یا نه؟
در این میان، وزیر خارجه روسیه دیروز گفت که کشورش «نگران» آینده ایران است و دو روز پیش هم با همتای عمانی خود گفتگو کرد. وی از تماس دائم مسکو با ایران نیز گفت. در این صورت، باید دید میان گفتگوی تلفنی لاوروف و البوسعیدی و سفر هفته گذشته لاریجانی به مسکو و سپس سفر امروزش به مسقط نیز چه پیوندی وجود دارد.
اما در حالی که پزشکیان مذاکرات مسقط را «گامی رو به جلو» دانسته و ترامپ نیز آن را «خیلی خوب» توصیف کرده و برخی مقامات و رسانههای ایرانی از «سطحی از جدیت و حسن نیت در طرف آمریکایی» سخن گفتهاند، فضای مذاکرات همچنان «پرابهام» است و بحث و جدل درباره نتایج گفتوگوهای اخیر و بازار گمانهزنی و «اطلاعات گمراهکننده» داغ است.
خوشبینی نسبی طرف ایرانی آمیخته با بدبینی ناشی از جنگ گذشته و سخنان ترامپ در شرایطی است که هنوز نشانه عملی از یک «گشایش» دیده نمیشود. بر عکس آن هم، نه تنها از فضای تهدید و فشار آمریکا کاسته نشده، بلکه تحریمها و گسیل بیشتر جنگافزار به منطقه ادامه دارد و فرمان اجرایی اعمال تعرفه ۲۵ درصدی نیز چند ساعت پس از مذاکرات جمعه امضا شد.
ممکن است گفته شود این فشارها اهرم آمریکا برای پیشبرد مذاکرات است؛ گرچه این گزاره شاید رگهای از واقعیت داشته باشد، ولی دستکم در سطح اعلامی، نشانهای محتوایی در تایید خوشبینی دیده نمیشود.
در این میان، ایران اعلام کرده دستور کار مذاکرات صرفاً پرونده هستهای است و ترامپ نیز آن را تأیید کرده، اما در مواضع اخیر مقامات ایرانی هیچ نشانهای از عقبنشینی در این پرونده هم دیده نمیشود؛ از مخالفت با توقف غنیسازی تا اخراج ذخایر اورانیوم.
رئیس سازمان انرژی هستهای ایران نیز دیروز اعلام کرد که اساسا خارج کردن این ذخایر در مذاکرات مطرح نشده است.
در این صورت، این پرسش مطرح میشود که وقتی دستور کار مذاکرات در پرونده هستهای خلاصه شده و مساله ذخایر اورانیوم به عنوان یک موضوع حیاتی برای طرف مقابل مطرح نشده است، پس گفتوگوهای جمعه درباره چه بوده است؟ آیا مذاکرات هنوز به سطح بررسی جزئیات پرونده هستهای نرسیده است؟ اگر چنین است، چرا همزمان به مطرح نشدن توقف غنیسازی هم اشاره نشده است؟
آیا همان گونه که برخی مقامات وزارت خارجه گفتهاند، مذاکرات صرفا بر ارزیابی کلیات، سنجش جدیت و اعتمادسازی متمرکز بوده است؟ در این حالت، ترامپ که به دلیل هزینههای بالا نمیتواند ناوهای خود را برای مدت طولانی در منطقه نگه دارد، آیا مذاکرات لاکپشتی را تحمل میکند؟
اگر چنین است، نباید تداوم مذاکرات منوط به تصمیم دو پایتخت میبود و میشد زمان و مکان جلسه بعدی در جمعه گذشته تعیین شود. اما چنین نشده و بعید هم است ترامپ عجلهای نداشته باشد.
حال که دستور کار مذاکرات هستهای اعلام شده و به گفته اسلامی خروج ذخایر اورانیوم نیز مطرح نشده، آیا میتوان گفت نمایندگان ترامپ خواستهاند ایران سقف امتیازات هستهای خود را ابتدا مشخص کند تا آمریکا بر اساس آن درباره تداوم یا توقف مذاکرات تصمیم بگیرد؟
یا آیا ممکن است پای مذاکراتی غیرهستهای (البته نه موشکی و...) نیز در میان باشد؟ برخی منابع در منطقه مدعیاند ایران پیشنهاد «امتیازات یا مشوقهای اقتصادی» برای دور کردن سایه جنگ و تسهیل تداوم مذاکرات و توافق را مطرح کرده است.
در کل فارغ از سطح انطباق مواضع اعلامی درباره مذاکرات با واقعیت متن مذاکرات، اما این نرمش ظاهری ترامپ شکبرانگیز است و احتمال عملیات فریب بیش از یک رویکرد واقعی برای توافق را تقویت میکند. در چنین شرایطی باید منتظر نتایج سفر لاریجانی به عمان و سفر نتانیاهو به واشنگتن ماند.
در کل، فضای «پرتناقض» مذاکرات آنچنان «پرابهام» است که گویی دورنمای یک تقابل جدی چندان مبهم نیست.
کانال تلگرامی گل عنبری