نورنیوز-گروه سیاسی: یک صحنه را تصور کنید: رئیسجمهور آمریکا مقابل دوربین میایستد و با اطمینان میگوید معترضان در ایران شهرهای بزرگ را در اختیار گرفتهاند؛ از «تسلط بر مشهد» حرف میزند، از حضور میلیونی در خیابانها، از اینکه نظام سیاسی در آستانه فروپاشی است و حتی این گزاره را مطرح میکند که یک فشار یا حمله محدود میتواند این روند را تکمیل کند. چندی بعد، همان ادعاها با دادههای میدانی و گزارشهای مستقل نمیخواند. تصاویر و آمارها چیز دیگری میگویند. پرسش از همینجا شروع میشود: این تصویر از کجا ساخته شده است؟
ترامپ نه تنها در جریان اغتشاشات اخیر بلکه در طول سالهای گذشته و در مقاطع مختلف، روایتهایی درباره ایران مطرح کرده که بعداً مشخص شد یا بزرگنمایی بوده یا بر دادههای ناقص و گزارشهای غیر مستند شبکههای اجتماعی استوار بوده است؛ از ادعای در دست داشتن عکس او توسط معترضان در اعتراضات اخیر گرفته تا توصیفهایی از «کنترل کامل خیابانها» توسط مخالفان و یا حتی تداوم آشوب و به هم ریختگی اوضاع ایران که به تازگی اعلام کرد. تکرار این الگو، موضوع را از یک خطای موردی فراتر میبرد و آن را به مسئله «زنجیره تغذیه اطلاعات» تبدیل میکند.
در دنیای سیاست امروز، رؤسای جمهور به ندرت داده خام دریافت میکنند. آنچه به میز آنها میرسد، محصول چندین لایه پردازش است: گزارش اندیشکدهها، بولتنهای فوری، تحلیلهای رسانهای، دادههای شبکههای اجتماعی و یادداشتهای مشاوران. درباره ایران، یک شبکه نسبتاً منسجم از نهادهای سیاستپژوهی و فشار وجود دارد که سالهاست بر تولید روایت تهدیدمحور متمرکز شدهاند. در مرکز این شبکه، دو نام زیاد تکرار میشود: UANI و FDD.
«اتحاد علیه ایران هستهای» یا UANI یک نهاد غیردولتی در آمریکاست که تمرکز خود را بر فشار اقتصادی و تحریمی علیه ایران گذاشته و با انتشار گزارشها و راهاندازی کمپینها تلاش میکند شرکتها و نهادهای بینالمللی را از همکاری با ایران منصرف کند. یا «بنیاد دفاع از دموکراسیها» یا FDD نیز اندیشکدهای مستقر در واشنگتن است که در حوزه امنیت ملی و سیاست خاورمیانه فعال است و به مواضع سختگیرانه علیه ایران شناخته میشود. گزارشها و تحلیلهای این مجموعه بهطور گسترده وارد رسانهها و حتی جلسات رسمی کنگره میشود.
پیرامون این هسته، حلقهای از تحلیلگران و مفسران فعالاند که بهطور مستمر درباره ایران تولید محتوا میکنند و در رسانههای انگلیسیزبان پرارجاعاند؛ افرادی مانند بهنام طالبلو، قاسمینژاد، برودسکی و چند نام دیگر. نکته مهم، فقط حضور این افراد نیست؛ بلکه همراستایی روایی میان خروجیهای آنهاست. یک برآورد بدبینانه یا سناریوی حداکثری، به فاصله کوتاه از چند کانال منتشر میشود و برای مخاطب سیاسی، شبیه یک اجماع کارشناسی جلوه میکند.
الگوی کار معمولاً اینگونه است: یک گزارش هشدارآمیز منتشر میشود؛ چند حساب پرمخاطب آن را تقویت میکنند؛ تلویزیونهای فارسیزبان خارج از کشور به آن ضریب میدهند؛ رسانههای جریان اصلی بازنشر میکنند؛ و در نهایت، گزاره تبدیل به «برداشت غالب» میشود. در این مسیر، تفاوت میان «احتمال»، «تحلیل» و «واقعیت» کمرنگ میشود. وقتی چنین بستهای به دست سیاستمداری برسد که به گزارشهای کوتاه و روایتهای سادهشده علاقه دارد، خطر خطای ادراکی بالا میرود.
پیامد این خطا فقط یک جمله اشتباه پشت تریبون نیست. اگر یک تصمیمگیر ارشد بر اساس این تصویر به این جمعبندی برسد که طرف مقابل در آستانه فروپاشی است، گزینههای پرریسکتری را منطقی میبیند: تحریم حداکثری با انتظار ریزش سریع، یا حتی اقدام نظامی محدود با فرض نبود پاسخ مؤثر. اینجاست که یک روایت نادرست میتواند به یک تصمیم راهبردی پرهزینه تبدیل شود، تصمیمی که اثر آن فقط دوجانبه نیست و میتواند نظم منطقهای و بینالمللی را هم تحت تأثیر قرار دهد.
در این میان، نقش اسرائیل در این زنجیره روایی را نمیتوان صرفاً به موضعگیری سیاسی تقلیل داد. مقامات اسرائیلی، از جمله بنیامین نتانیاهو، بارها بهصراحت از «روایتسازی» و «عملیات رسانهای» بهعنوان بخشی از ابزار قدرت و امنیت ملی نام بردهاند.
طی سالهای گذشته، شبکهای از نهادهای لابیگر، مراکز پژوهشی، پروژههای رسانهای و تحلیلگران نزدیک به گفتمان امنیتی اسرائیل، بهطور مستمر بر برجستهسازی تهدید ایران و ضرورت فشار حداکثری تمرکز داشتهاند. همپوشانی زمانی و محتوایی میان این جریان و خروجی بخشی از اندیشکدههای اثرگذار در واشنگتن، نشان میدهد با یک جریان صرفاً پراکنده مواجه نیستیم، بلکه با یک اکوسیستم روایتساز همافزا روبهرو هستیم. در چنین چارچوبی، این فرض قابل طرح است که بخشی از دادههای اغراقآمیز یا جهتدار که وارد چرخه تحلیل و سپس بستههای تصمیمسازی میشود، در همین شبکه تولید و تقویت میگردد و در نهایت میتواند بر ادراک ترامپ از واقعیت میدانی ایران اثر بگذارد.
سؤال کلیدی این است: نقشه جریان داده چگونه است؟ چه کسی داده اولیه را تولید میکند؟ چه کسی آن را تفسیر میکند؟ چه رسانهای آن را معتبر جلوه میدهد؟ و چگونه به گوش رئیسجمهور میرسد؟ وقتی این نقشه ترسیم شود، روشن میشود که برخی روایتهای نادرست، حاصل خطای تصادفی نیستند؛ بلکه محصول یک اکوسیستم روایتسازند، اکوسیستمی که میتواند ذهن تصمیمساز را محاصره کند و مسیر تصمیمهای بزرگ را تغییر دهد.
نورنیوز