نورنیوز-گروه اجتماعی: گروه سلامت: اهدای عضو در ایران دیگر یک انتخاب فردیِ محدود نیست؛ به یک جریان ملیِ نجاتبخش تبدیل شده است. جریانی که امروز از تهران فراتر رفته و در دهها مرکز فعال در سراسر کشور، امید را به بیمارانِ چشمانتظار پیوند میرساند.
آمارها نشان میدهد آگاهی خانوادهها از خواست عزیزانشان، میتواند سرنوشتساز باشد؛ دانستنی ساده که در حساسترین لحظهها، تصمیمی بزرگ رقم میزند و جان چند انسان را نجات میدهد. همزمان با گسترش زیرساختهای اهدای عضو، از ثبت دیجیتال کارتها تا همراهی هنرمندان و چهرههای فرهنگی، این فرهنگ انسانی بیش از هر زمان دیگری در جامعه ریشه دوانده است؛ فرهنگی که مرگ را به زندگی پیوند میزند.
از این رو با «کتایون نجفیزاده، رئیس انجمن اهدای عضو ایرانیان» به گفتوگو نشستیم تا از اهمیت ثبت رسمی تمایل به اهدای عضو، نقش تعیینکننده آن در تصمیمگیری خانوادهها در لحظات بحرانی، و همچنین اقدامات فرهنگی، آموزشی و زیرساختی انجامشده برای گسترش این فرهنگ انساندوستانه در سراسر کشور بیشتر بدانیم.
به عنوان سوال اول بگویید؛ آیا اهدای عضو در تهران فقط محدود میشود؟
نکته مهمتر این است که این فرهنگ، تنها مختص تهران یا مراکز بزرگ نیست. در حال حاضر، اهدای عضو در ۶۸ مرکز در سراسر کشور فعالانه در حال انجام است و این یعنی فرهنگ اهدای عضو، اکنون به یک جریان ملی تبدیل شده است که نهتنها در کلانشهرها بلکه در استانها و مناطق دورافتاده نیز در حال گسترش است.
طبق مطالعات انجامشده توسط ما و نمونههای مشابه در خارج از کشور، حدود ۴۸ درصد از خانوادهها زمانی که مطمئن نباشند، رضایت به اهدای عضو میدهند؛ اما اگر بدانند که عزیزشان تمایل به اهدای عضو داشته، این آمار به حدود ۱۰۰ درصد میرسد.
چراکه خانواده واقعاً نمیداند عزیزشان چه میخواسته و تصمیمگیری در آن لحظهی حساس برایشان بسیار دشوار میشود و داشتن کارت اهدای عضو درواقع بیان واضحی است از خواسته فرد؛ یعنی اعلام رسمی و روشن اینکه او تمایل به اهدای عضو دارد و این کارت به خانواده کمک میکند تا در لحظهی بحرانی بلاتکلیف نباشند و وقتی فردی دچار مرگ مغزی میشود، از طریق سامانه، استعلام گرفته میشود و مشخص میشود که فرد کارت داشته یا نه.
وقتی خانواده بداند، رضایت تقریباً قطعی است
برای مثال، در یکی از تصاویر، قلبی در حال تپش روی میز اتاق عمل نمایش داده میشود. این قلب که از بدن فرد نیازمند پیوند خارج شده بدون اینکه چیزی به آن وصل باشد همچنان می تپد. قلب، ماهیچهای است که با تحریک الکتریکی منقبض میشود و ضربان ایجاد میکند، این امواج الکتریکی توسط گره سینوسی دهلیزی یا همان گره پیشاهنگ تولید میشوند؛ گرهی کوچک که با جابجایی یونها امواجی را ایجاد و در سراسر قلب پخش میکند. این گره کوچک برای عملکردش به اکسیژن نیاز دارد.
کارت اهدای عضو؛ صدای خواست فرد پس از مرگ مغزی
وقتی اکسیژنرسانی به مغز قطع شود، مثلاً در اثر مرگ مغزی که مرکز تنفس در ساقه مغز آسیب دیده و نفس کشیدن متوقف شده، این گره نیز از کار میافتد. اما از شگفتیهای این گره آن است که مانند یک خازن، تا ۶ تا ۸ دقیقه پس از قطع اکسیژن، امواج را در خود نگه میدارد و قلب به تپش ادامه میدهد و این قلب، متعلق به بیماری است که نیاز به پیوند اعضا دارد و حتی تا آخرین لحظه بر روی میز اتاق عمل و بعد از خروج از بدن فرد بیمار نیز تپش دارد.
نمونهای دیگر مربوط به جمجمهی فردی مرگ مغزی است که جراح پیوند آن را باز کرده. مغز در آن بهطور کامل تحلیل رفته و چیزی شبیه مایع سفید و لزج باقیمانده است و هدف از نشان دادن این صحنهها این است که مردم بهدرستی متوجه شوند که مرگ مغزی بهمعنای پایان کامل فعالیت مغز است، نه صرفاً بیهوشی یا کما.
مرگ مغزی؛ پایان کامل فعالیت مغز، نه کما
یکی از نمونههای تأثیرگذار این فرهنگسازی، مربوط به جوان ۲۶ سالهای است که پیشتر کارت اهدای عضو گرفته بود. مادرش پس از مشاهدهی کارت، برای باطل کردن آن مراجعه کرد. اما پس از گفتگو و توضیحات ما متوجه شد که این خواستهی قلبی پسرش بوده و آن لحظه تصمیمگیری، دیگر دچار تردید نخواهد شد، حتی اگر کارت باطل شود. چون دیگر مادر میدانست فرزندش چه آرزویی داشته. وقتی خانواده بداند، مطمئناً در لحظهی تصمیمگیری رضایت خواهد داد. اما اگر نداند، در بلاتکلیفی میماند.
اهدای عضو؛ گنجی که نباید پنهان بماند
نداشتن کارت مثل آن است که فردی الماسی در اختیار داشته باشد و تصمیم داشته باشد آن را پس از مرگ ببخشد، اما جای آن را به کسی نگوید. اگر خانواده نداند، آن گنج ارزشمند زیر خاک میرود، بی آنکه کسی از وجودش باخبر شود. یک فرد مرگ مغزی میتواند با اهدای اعضای خود جان دستکم چهار نفر را نجات دهد و این معادل احیای دوبارهی انسانهاست؛ باقیاتالصالحاتی بزرگ، حتی بالاتر از ساخت مدرسه یا مسجد و اگر بهخاطر تعلل و امروز و فردا کردن، کارت تهیه نشود و خانواده ناآگاه بماند، ممکن است این فرصت طلایی از دست برود.
نخستین کارت اهدای عضو که ما صادر کردیم مربوط به سال ۱۳۸۴ بود. خودم نیز همان موقع اولین کارت را دریافت کردم. آن زمان کارتها کاغذی بودند و لمینت میشدند. بعدها کارتها با دستگاه چاپ شدند، سپس در قالب کارت بانکی درآمدند و حالا هم نسخهی دیجیتال دارند.
در نسخهی جدید، هنگام ثبتنام، از شما خواسته میشود که اگر مایل باشید، یک ویدئو ۳۰ ثانیهای خطاب به خانوادهتان ضبط کنید. این ویدئوها بعدها میتوانند در لحظه تصمیمگیری، به خانواده اطمینان دهند که این تصمیم کاملاً آگاهانه و قلبی بوده است.
همراهی هنرمندان با فرهنگ نجاتبخش
در این مسیر، حضور هنرمندان و چهرههای شناختهشده نیز بسیار پررنگ و اثرگذار بوده است، مثلاً در مراسم جشن نفس، برخی از آنها حتی در صورت دعوت نشدن، خودشان پیگیری میکنند که چرا امسال حضور ندارند و بسیاری از این چهرهها در فضای مجازی، استوری منتشر میکنند و در کمپینهایی چون کمپین گواهینامه مشارکت دارند.
علاوه بر تهران، در همهی استانها اهدای عضو فعال است. در حال حاضر ۶۸ واحد اهدای عضو در کشور مستقر هستند و برخی دانشگاههای علوم پزشکی چند واحد دارند و مهمترین کار این است که هر فرد، همین حالا با خانوادهاش صحبت کند و نظرش را دربارهی اهدای عضو اعلام کند. حتی اگر کارت هم نداشته باشد، این آگاهی برای خانواده بسیار تعیینکننده است.
برای دریافت کارت هم مسیرهای بسیار سادهای در نظر گرفته شده است. اگر کسی اینترنت ندارد و یا فرصت مراجعه حضوری جهت دریافت کارت برایش فراهم نیست، تنها کافی است کد ملی خود را به شماره ۳۴۳۲ پیامک کند.
در پاسخ، دو الی سه سوال از او پرسیده میشود و کارت دیجیتال صادر میگردد. حتی اگر در همان لحظه امکان مشاهدهی کارت را نداشته باشید، اطلاعاتتان در سامانه ملی ثبت میشود و هر زمان که بخواهید میتوانید تصویر کارت را مشاهده کنید و همچنین امکان ضبط پیام تصویری هم وجود دارد.
در کنار پیامک، ثبتنام از طریق سایت نیز امکانپذیر است. یا میتوان هنگام دریافت گواهینامه رانندگی، گزینهی تمایل به اهدای عضو را علامت زد. این اطلاعات در سامانه ملی ثبت خواهد شد و در سراسر کشور قابل استعلام است.
اگر پیش از این، از هر نهاد یا دانشگاه یا حتی بنیاد بیماریهای خاص، کارت دریافت کردهاید، همان کارت نیز معتبر است. مهمترین نکته، اعلام نظر فرد به خانواده است؛ حال چه با کارت قبلی باشد و چه با کارت دیجیتال جدید. میتوان حتی بیش از یک کارت داشت و همگی ارزشمند هستند.
امید است روزی برسد که هیچ بیماری به دلیل نرسیدن عضو پیوندی از دنیا نرود و هیچ فرد مرگ مغزی، اعضای ارزشمندش را همراه خود به خاک نسپارد.