نورنیوز-گروه بین الملل: این دو سند که البته به لحاظ تمرکز موضوعی، در کنار همپوشانیها متفاوت هستند، تا حدود زیادی تفکر استراتژیک دولت آمریکا را به تصویر میکشند. اهمیت و ماهیت سند استراتژی دفاعی منتشره را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ در پاسخ به این سؤال،
ابتدا باید نگاهی به مجموعههای سندی ایالات متحده در حوزههای استراتژیک کرد؛ سپس به محتوای سند جدید پرداخت و سرانجام به کارکردها و پیآمدهای استراتژیک آن توجه نمود.
ایالات متحده آمریکا در حوزه امنیت ملی، یکی از پرسندترین کشورهای جهان است. براساس قوانین مصوّب و رویههای جاری در دهههای معاصر، ایالات متحده چندین سند را در منظومه امنیت ملی خود منتشر میکند که از یک طرف در همه آنها عناصر پایداری به چشم میخورد و از طرف دیگر، تخصصها و تمرکزهای ویژهای در هرکدام جلب توجه میکند. از جمله این اسناد، سند استراتژی امنیت ملی است که کاخ سفید منتشر میکند و عمدهترین سند محسوب میشود و در واقع در این سند، اهداف اصلی در حوزه امنیت ملی، اولویتبندی و ارائه میشوند.
سند دیگر، استراتژی دفاعی ملی است که پنتاگون آن را منتشر میسازد. در حوزه دفاعی و نظامی، چند سند دیگر نیز حائز اهمیت هستند که یکی از آنها بررسی وضعیت هستهای است. سندی نیز در مورد دفاع موشکی وجود دارد و این اسناد توسط وزارت دفاع و یا اخیراً وزارت جنگ آمریکا تهیه و تدوین میگردد. سند دیگر، استراتژی نظامی آمریکاست که توسط ستاد فرماندهی نیروهای مسلح تولید شده و در واقع چگونگی اجرای سند استراتژی دفاعی را از نظر عملیاتی مشخص میکند.
دفاعی و نظامی تأکید شده است. اینکه آمریکا در کنار آنهاست، به معنای پرداخت هزینهها توسط آمریکا قلمداد نشده است. جالب آنکه در منطقه خاورمیانه، رژیم صهیونیستی به عنوان الگویی معرفی شده که از عهده دفاع خودش برمیآید و البته در صورت نیاز به کمکهای آمریکا نیز میتواند روی آن کشور حساب کند. تهدید ایران هم نسبت به اسناد گذشته، کمرنگتر معرفی شده است. شاید آنچه از نظر اقتصاد سیاسی حائز اهمیت است، تأکید خاص بر تقویت صنایع نظامی و تولیدات نظامی در داخل آمریکا شده است که معنای آن، اهمیت بخش صنعت نظامی در بین شاخههای صنعتی آمریکا است. کارکردها و پیآمدهای استراتژیک این سند، از یک سو مانند سایر دولتهای آمریکا، ایجاد اجماع و دادن چارچوب به نخبگان سیاسی و امنیتی آمریکا در مورد وضعیت دفاعی آمریکاست، اما از سوی دیگر، این سند، ترکیب و تلفیقی از شعارهای دولت ترامپ، در اولویت بخشی به آمریکا و تئوریزه کردن بازگشت عظمت به ایالات متحده از نظر مخصوصاً صنایع نظامی است.
به معنای دیگر آن، فاصله گرفتن از اتحادها و اتحادیههای نظامی چندجانبه و لزوم افزایش هزینههای دفاعی متحدین آمریکاست و شاید از همه حساستر، دادن این حس به مردم و نخبگان آمریکاست که سرزمین آمریکا در خطر است و کسی که میتواند این خطر را رفع کند، رئیسجمهور کنونی است. خطرآفرینی داخلی و مقابله با آن خطر، با ترکیبی از ترس، قدرت، محوریت شخصی ترامپ و اندیشه ناسیونالیسم مورد تهاجم قرار گرفته و نیاز به قدرتنمایی و اعمال قدرت، چارچوبهای اصلی این سند هستند که کارکردی جدی برای باقیماندن در قدرت و کسب برای مردم آمریکا دارد.
اما پرسش کلان و استراتژیک، در ورای همه این اسناد و سند اخیر وجود دارد و آن اینکه آیا اصولا ترامپ و اولویت او، به اسناد منتشر شده توسط خود وفادارند یا دائم چرخش دارند؟
اطلاعات