نورنیوز-گروه فرهنگی: حضرت امام حسین(ع) که در سوم شعبان سال چهارم هجری قمری دیده به جهان گشود، عمدتا با حوادث کربلا می شناسیم، اما حضرتش تا قبل از به شهادت رسیدن در سال ۶۱ هجری قمری، ۵۷ سال از عمر شریف خود را سپری کرده بود.
امام حسین(ع) پس از شهادت برادر بزرگش امام حسن(ع) در سال ۵۰ هجری قمری تا سال ۶۱ هجری قمری که در کربلا به شهادت رسید،حدود ۱۱ سال عهده دار امامت شیعیان بود.
عمر ۵۷ ساله امام که ۶ سال کودکی را دامان پاک مادرش فاطمه زهرا(س) و رسول خدا(ص) و حدود ۳۶ سال را در مصاحبت با پدر خود امام علی(ع) و همچنین برادرش امام حسن مجتبی(ع) سپری شد و قرار گرفتن در تحت تربیت و همزیستی با آن بزرگان، از او شخصیتی ساخت که مشتمل بر اندیشه ها و کردار اوست و می توان تحت عنوان سیره نظری و عملی آن حضرت مطرح و از آن به عنوان مکتب حسینی یاد کرد.
شناخت زوایای شخصیت آن گوهر عالم وجود اگرچه دشوار است اما می توان با نقبی به منابع و مدارک باقیمانده از زندگی آن حضرت ره توشه ای برای امروز خود جستجو کنیم.
در این مجال بر آنیم که با نگاهی به سیره نظری حضرتش که در کلام او انعکاس یافته، زوایای اخلاقی چندی را واکاوی کنیم:
امام حسین(ع) در پاسخ به سوالی در مورد ادب که یکی از مهمترین ارکان اخلاق فردی و اجتماعی است می فرمایند:
سُئِلَ الاِمامُ الْحُسَیْنُ عَنِ الاَدَبِ، فَقالَ: هُوَ اَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَیْتِکَ، فَلا تُلْقِىَ اَحَداً اِلاّ رَأَیْتَ لَهُ الْفَضْلَ عَلَیْکَ؛ از امام حسین(ع) معناى ادب را پرسیدند؟ امام فرمود: ادب عبارت است از اینکه وقتى که از خانه خارج مىشوى به هرکسى برخورد مىکنى او را برتر از خود بینى.(دیوان الامام الحسین، ص99، و موسوعهًْ کلمات الامام الحسین، 910) امام در این پاسخ با اشاره ضمنی به صفت اخلاقی تواضع که در تقابل با تکبر و نخوت و غرور قرار دارد، بر آن به عنوان اصلی بنیادی و به عنوان شاکله اخلاقی انسان تراز مکتب، تاکید می فرماید.
ریشه بسیاری از ناهنجاری در روابط فردی و اجتماعی، حاکم شدن صفت رذیله تکبر و خود برتر بینی است که می توان در سایه اتصاف به صفت تواضع بر آن غلبه کرد.
علاوه بر عنصر تواضع که امام به عنوان رکن ادب از آن یاد کرده است در کلام نورانی دیگری بهره حیات و عمر انسان را در داشتن پنج صفت خلاصه کرده و می فرماید:
خَمْسٌ مَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ، لَمْ یَکُنْ فِیهِ کَثیرُ مُسْتَمْتَعٍ: اَلْعَقْلُ، وَالدّینُ وَالْأَدَبُ، وَالْحَیاءُ، وَحُسْنُ الْخُلْقِ؛ پنـج چیز است که اگر در انسـان نباشد، در او بهـره زیادى نخـواهد بود: ۱- عقل ۲- دین ۳- ادب ۴- حیا ۵-خوش اخلاقى. (حیاهًْ الامام الحسین، ج 1، ص 181)
اگر در فردی این صفات پنجگانه نباشد انسانی فاقد بهره و عنصری غیر مفید خواهد بود که نمی توان او را به دوستی و همسری و استادی و مصاحبت و همنشینی انتخاب کرد.
در این پنج صفت تاکید حضرت بر سه صفت اخلاقی ادب، حیا و خوش اخلاقی مبین فرازی دیگر از مکتب اخلاقی آن امام و اسوهٔ معنویت و اخلاق است.
امام در سخن بالا بر داشتن دین تاکید فرموده اما در اندیشه ایشان برای بی دینان نیز نسخه ای اخلاقی تجویز کرده است، در آنجا که فرمود:
«إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ، وَکُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ، فَکُونُوا أَحْراراً فِی دُنْیاکُمْ هذِهِ»
امام حسین (ع) فرمود:« اگر دین ندارید و از معاد نمیترسید، پس در دنیایتان آزاده باشید.»(بحارالانوار، ج 45، ص 49)
آزادگی و آزاد بودن در مکتب اخلاقی امام حسین(ع) به عنوان اصلی مهم مورد تاکید قرار گرفته است. و همانطور که می دانیم مبنای اخلاق آزادی و آزادگی است.
امور جبری با اخلاق سازگار نیستند
فعل اخلاقی اگر بر آزادی فرد استوار نباشد ارزشی ندارد و خداوند نیز ارزش انسان را در آزادی انتخاب او می داند.
امام حسین(ع) در سخنی دیگر بر آثار برخی محسنات اخلاقی و برخی رذائل اخلاقی اشاره کرده تا مردمان به فضایل اخلاقی و رفتاری گرایش یابند، آنجا که فرمودند: اَلصِّدْقُ عِزٌّ، وَالْکِذْبُ عَجْزٌ، وَالسِّرُّ اَمانَهًٌْ، وَالْجِوارُ قَرابَهًٌْ، وَالْمَعُونَهًُْ صَداقَهًٌْ، وَالْعَمَلُ تَجْرِبَهًٌْ؛ راستگویى عزت است و دروغگویى ناتوانى، رازدارى امانت است، و همسایگى، خویشاوندى و کمک کردن صداقت است و کار، تجربه.(تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 246) در همین رابطه امام در جایی دیگر با توجه به آثـار صـله رحـم میفرماید: مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُنْسَأَ فِى أَجَلِهِ وَیُزادَ فى رِزْقِهِ فَلْیَصِلْ رَحِمَهُ؛ کسى که میخواهد اجلش به تأخیر افتد و رزقش زیاد شود، صـله رحـم انجـام دهـد. (عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 48 ـ بحارالانوار، ج 74، ص 91)
در اندیشه امام(ع) صدق و امانتداری
کمک کردن به دیگران و کار کردن و صله رحم به عنوان فضلیت های اخلاقی مورد عنایت قرار گرفته و از دروغگویی منع شده است.
انسان اخلاقی در مکتب حسینی عاری از مکر و نیرنگ و خیانت است و بر همین اساس فرمود:
«إِنّ شِیعَتَنَا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهمْ مِنْ کُلّ غِشّ وَغَلّ وَدَغَلٍ».
شیعه ما کسى است که دلش از هرگونه خیانت و نیرنگ و مکرى پاک است.
(بحار الانوار، ج ۶۵ ص ۱۵۶ ح۱۰ )
یکی دیگر از ارکان اخلاقی در مکتب حسینی در ربط با خداوند رقم خورده است و آن سفارش امام حسین(ع) به جستوجوی رضایت خداوند به جای خلق است: لا اَفْلَحَ قَوْم ِاشْتَرَوْا مَرْضاهًَْ الْمَخْلُوقِ بِسَـخَطِ الْخـالِقِ؛ کسانی که خشنودى مردم را با خشم خدا معامله کنند هرگز رستگار نخواهند شد. (عوالم، ج 17، ص 234 ـ مقتل خوارزمى، ج 1، ص 239)
در اندیشه امام در معاشرت با مردم و در اجتماع باید مواظبت کرد تا جایی سازگاری و رفاقت و دوستی و روا داری داشت، که رضایت الهی در آن است و الا ترک آن سزاور است.
و کلام آخر این مقال سفارش امام حسین(ع) است که فرمود:
ای مردم! با ارزشهای والای اخلاقی زندگی کنید و برای به دست آوردن سرمایه های سعادت شتاب کنید، کار خوبی را که برای آن شتاب نکردید به حساب نیاورید، ستایش را با کمک کردن به دیگران به دست آورید، با کوتاهی کردن سرزنشها را به جان نخرید، اگر نیکی به کسی روا داشتید و آن شخص قدردانی نکرد نگران نباشید; زیرا خداوند او را مجازات خواهد کرد، و خدا بهترین پاداش دهنده و بهترین هدیه دهنده است.
(کشف الغمة، ج 2، ص 29; بحارالانوار، ج 78، ص 121، حدیث 4; اعیان الشیعه، ج 1، ص 620; فرهنگ سخنان امام حسین علیه السلام (همان)، ص 82، حدیث 32)