نورنیوز-گروه حوادث: پرونده قتل مردی که گفته میشود بهدست سه نفر از دوستانش و بر سر اختلاف مالی مربوط به یک حلقه چاه و دستگاه گنجیاب به قتل رسیده، در حالی به دادگاه کشیده شد که هنوز جسد مقتول پیدا نشده و متهمان نیز اتهامات خود را انکار میکنند.
تیر سال ۱۴۰۲، همسر وحید با مراجعه به پلیس اعلام کرد شوهرش از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است. با ثبت این شکایت، تحقیقات پلیس برای ردیابی مرد ناپدیدشده آغاز شد. بررسیها نشان داد تلفن همراه وحید آخرینبار در محدوده یک باغ در منطقه بهارستان آنتندهی داشته و آخرین تماس او نیز با یکی از دوستانش به نام مسعود بوده است. به همین دلیل، مسعود بازداشت شد اما هرگونه اطلاع از سرنوشت وحید را رد کرد.
با توجه به اینکه تلفن همراه مسعود نیز در همان محدوده فعال بوده، او بار دیگر تحت بازجویی قرار گرفت و اینبار به قتل وحید اعتراف کرد و گفت:
«آن روز من و کمال و بهرام و خسرو به اتفاق وحید به باغ رفته بودیم که به یکباره کمال و وحید باهم درگیر شدند و کمال با اسلحه او را به قتل رساند و بعد هم ما از ترسمان او را مثله کردیم و در مناطق مختلف دفن کردیم.»
پس از این اظهارات، کمال، بهرام و خسرو نیز بازداشت شدند اما روایت متفاوتی ارائه دادند و گفتند:
«مسعود از مدتها قبل برسر یک دستگاه گنجیاب با وحید اختلاف داشت و پس از آن هم به خاطر خرید یک حلقه چاه اختلافاتشان بیشتر شد… آن روز در باغ ناهار درست کرده بود… اما در یک لحظه دیدیم مسعود با اسلحه وحید را کشت و بعد هم جسد را مثله و دفن کردیم. اما ما هیچ دخالتی در قتل او نداشتیم.»
با نشانیهایی که متهمان در اختیار مأموران قرار دادند، جستوجو برای یافتن جسد وحید آغاز شد اما تنها یک تکه استخوان کشف شد. در نهایت با انجام آزمایش DNA مشخص شد این استخوان متعلق به وحید است. در ادامه رسیدگی به پرونده، خسرو دست به خودکشی زد و برای سه متهم دیگر کیفرخواست صادر شد. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۰ دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه رسیدگی، پدر و مادر وحید از طرف خود و به قیمومیت فرزند صغیر مقتول درخواست قصاص کردند. پدر وحید خطاب به متهمان گفت:
«من فقط جسد پسرم را میخواهم.»
قاضی پرسید:
«یعنی اگر جسد را پیدا کنند شما رضایت میدهی؟»
پدر مقتول پاسخ داد:
«نه به هیچ وجه مصالحه نمیکنم.»
در ادامه، مسعود در جایگاه قرار گرفت و گفت:
«من نه به وحید شلیک کردم و نه او را به قتل رساندم. هیچ اختلافی هم باهم نداشتیم و با وحید دوست و شریک بودیم. دوستانم برای اینکه خودشان را تبرئه کنند پای من را وسط کشیدهاند. کمال وحید را کشت.»
پس از او، کمال به قضات گفت:
«من و بهرام اصلا خبر نداشتیم که او اسلحه دارد. ما هیچ نقشی در قتل نداشتیم و فقط در انتقال آن به مسعود کمک کردیم. مسعود و خسرو او را کشتند. در گزارش پلیس هم آمده که اسلحه از خانه مسعود کشف شده است.»
بهرام نیز به عنوان سومین متهم از ابتدا منکر اتهاماتش شد و گفت:
«من نه در قتل نقشی داشتم و نه در انتقال جسد و بیگناه بازداشت شدم. اما خسرو وحید را کشت و مسعود و کمال و خسرو جسدش را مثله کردند.»
با پایان اظهارات متهمان، قضات دادگاه برای صدور رأی وارد شور شدند.