نورنیوز-گروه بین الملل:این استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا روز سهشنبه در نیویورک افزود: از جنگ تحمیلی (ایران و عراق) در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ که آزمون شکلگیری اقتصاد مقاومتی و خودکفایی ملی بود، تا جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵ که ثمرات این تلاشها را آشکار ساخت، تلاشهای آمریکا برای تضعیف ایران و نابودی انقلاب اسلامی در طول دههها، در نهایت به تقویت هرچه بیشتر ایران و ارتقای توانمندیهای دفاعی آن انجامیده و در عین حال، قدرت نرم آمریکا را در منطقه و در سطح جهانی بهتدریج تضعیف کرده است.
وی تصریح کرد: ترور بزدلانه ژنرال قاسم سلیمانی، نه به مقاومت مسلحانه در برابر استعمار صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا در منطقه پایان داد و نه مانع از احیای نهایی روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ شد.
این استاد دانشگاه آمریکا همچنین گفت: اقدامات اخیر علیه ایران در سازمان ملل متحد از سوی تروئیکای اروپایی و آمریکا، بهویژه نگرانکننده است، زیرا همزمان تداوم دستورکار جمعی برای تضعیف اقتصادی ایران را نشان میدهد و هم میزان تلاش ایالات متحده و سه کشور اروپایی وابسته به آن برای دستکاری نهاد سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل بهمنظور پیشبرد اهداف مخرب را آشکار میسازد.
یعقوبیان تصریح کرد: هدف آنها همچنان استقرار یک رژیم دستنشانده سازگار با صهیونیسم در ایران است که در خدمت منافع امپریالیسم آمریکا باشد و سلطه اقتصادی و نظامی غرب در منطقه را پیش ببرد.
مشروح مصاحبه با استاد دانشگاه ایالتی کالیفرنیای آمریکا به شرح زیر است:
سوال: از دیدگاه شما، حفظ بیطرفی سازمان ملل متحد برای اعتبار و اثربخشی این نهاد چقدر ضروری است؟ برخی از منتقدان معتقدند که لابیگری قدرتهای بزرگ، به ویژه ایالات متحده و متحدانش، این بیطرفی را تضعیف کرده است. شما این وضعیت را چگونه ارزیابی میکنید؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا:ساختار نهادی سازمان ملل متحد و حق وتوی انفرادی که در اختیار پنج عضو دائم شورای امنیت (چهار قدرت پیروز جنگ جهانی دوم بهاضافه فرانسه) قرار دارد، از همان ابتدا این نهاد را از ایفای نقشی بیطرفانه یا مؤثر بهعنوان داور روابط بینالملل محروم کرده است.
آشکارترین نمونه معاصرِ این ناکارآمدیِ ریشهدار ساختاری، ۴۶ وتویی است که آمریکا از سال ۱۹۷۲ تاکنون صادر کرده تا به دولت آپارتاید اسرائیل اجازه دهد کشتار روزانه غیرنظامیان فلسطینی در غزه، کشتارهای دسته جمعی در کرانه باختری و تداوم غصب اراضی فلسطینی و سوری را ادامه دهد.
با وجود قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۷ که خواستار خروج اسرائیل از سرزمینهای اشغالی است و با وجود اجماع روشن جهانی مبنی بر ارتکاب نسلکشی از سوی اسرائیل، وتوی آمریکا در شورای امنیت همچنان امکان قتلعام، گرسنگی دادن و آوارگی گسترده مردم فلسطین را فراهم میکند.
نمونه مرتبط دیگر، ناتوانی سازمان ملل متحدئ در واکنش به نقض قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت از سوی آمریکا و ناتوانی آن در واداشتن این کشور به پایبندی به تعهداتش بر اساس برجام، یا اتخاذ هرگونه اقدام معنادار پس از نقض فاحش منشور سازمان ملل متحد و حقوق بینالملل از سوی اسرائیل و آمریکا از طریق بهراه انداختن جنگ علیه ایران در میان مذاکرات نمایشی در موضوع هستهای است.
با توجه به این نمونههای اخیر، و در حالی که جهان امروز شاهد زورگویی آمریکا علیه ونزوئلا است، باید مشخص باشد که بحث «بیطرفی» سازمان ملل متحد موضوعیتی ندارد. در بهترین حالت و آن هم بهطور طراحیشده، این نهاد در قالب کنونی خود صرفاً مجمعی برای گفتوگو است که تنها میتواند در خدمت منافع پنج عضو دائم شورای امنیت باشد.
سوال:برخی ناظران معتقدند که اقدامات اخیر تروئیکای اروپایی و ایالات متحده در سازمان ملل متحد علیه ایران مانند تلاشها برای جلوگیری از لغو قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل در مورد اجرای برجام، بیشتر ناشی از فشار سیاسی و لابیگری است تا اصول حقوق بینالملل. به نظر شما هدف ایالات متحده و سه کشور اروپایی در این زمینه چیست؟ آیا ادامه این روند میتواند صلح و امنیت جهانی را تضعیف کند؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا:اقدامات اخیر علیه ایران در سازمان ملل متحد از سوی تروئیکای اروپایی و آمریکا، بهویژه نگرانکننده است، زیرا همزمان تداوم دستورکار جمعی برای تضعیف اقتصادی ایران را نشان میدهد و هم میزان تلاش ایالات متحده و سه کشور اروپایی وابسته به آن برای دستکاری نهاد سازمان ملل و حقوق بینالملل بهمنظور پیشبرد اهداف مخرب را آشکار میسازد.
هدف آنها همچنان استقرار یک رژیم دستنشانده سازگار با صهیونیسم در ایران است که در خدمت منافع امپریالیسم آمریکا باشد و سلطه اقتصادی و نظامی غرب در منطقه را پیش ببرد. روند جعل روایتها و سوءاستفاده از حق وتوی سازمان ملل متحد و قطعنامههای گذشته به نفع آپارتاید و نسلکشی صهیونیستی، امپریالیسم آمریکا، و تابعیت اروپایی، بیش از پیش در حال تضعیف صلح و امنیت جهانی است.
جالب آنکه رهبری اروپا ظاهرا فراموش کرده است که احیای «قانون جنگل» در نهایت چه پیامدی برای خود اروپا خواهد داشت، آن هم در حالی که آمریکا به طرزی عجیب ضرورت تصرف گرینلند را اعلام میکند و همزمان با شادمانی به دزدی دریایی و ترورهای فراقضایی در آبهای آزاد میپردازد.
سوال: تحلیلگران معتقدند که تصمیم ترامپ برای ترور سردار قاسم سلیمانی در دوره اول ریاست جمهوریاش و هدایت و دخالت او در حملات رژیم اسرائیل به تاسیسات هستهای ایران در دوره دوم ریاست جمهوریاش و نیز لفاظی های او، تهدیدی جدی برای ثبات، امنیت منطقهای و اعتبار بینالمللی ایالات متحده بوده است. از دیدگاه شما، پیامدهای این اقدامات علیه ایران چیست؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا: از زمان انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹ و تاسیس جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا در تلاشهای متعدد خود برای تضعیف کشور و بازگرداندن یک رژیم مطیع و وابسته، پیوسته ناکام مانده است.
از جنگ تحمیلی (ایران و عراق) در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ که آزمون شکلگیری اقتصاد مقاومتی و خودکفایی ملی بود، تا جنگ ۱۲روزه سال ۲۰۲۵ که ثمرات این تلاشها را آشکار ساخت، کوششهای آمریکا برای تضعیف ایران و نابودی انقلاب اسلامی در طول دههها، در نهایت به تقویت هرچه بیشتر ایران و ارتقای توانمندیهای دفاعی آن انجامیده و در عین حال، قدرت نرم آمریکا را در منطقه و در سطح جهانی بهتدریج تضعیف کرده است.
ترور بزدلانه ژنرال قاسم سلیمانی که در مسیر مذاکره برای ایجاد روابط حسنه با عربستان سعودی بود، نه به مقاومت مسلحانه در برابر استعمار صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا در منطقه پایان داد و نه مانع از احیای نهایی روابط دیپلماتیک میان ایران و عربستان سعودی در سال ۲۰۲۳ شد.
شهادت ژنرال سلیمانی که دههها معلمی متعهد بود، همچنان به مقاومتی که هدایت میکرد نیرو میبخشد و یاد و خاطره او از مرزهای منطقهای، ملی و مذهبی فراتر رفته است. در تازهترین نمونه، همدستی ترامپ با اسرائیل در حمله به تأسیسات هستهای ایران نیز همان پیامدها را به دنبال داشت: کاهش بیشتر قدرت نرم آمریکا، آشکار شدن محدودیتهای قدرت سخت اسرائیل و آمریکا و ایجاد فرصتهای تازه برای ایران جهت پیشبرد دیپلماسی، تقویت ائتلافها و ارتقای هرچه بیشتر تولید داخلی تسلیحات ضروری.
سوال:از دیدگاه شما، نقش ژنرال قاسم سلیمانی در شکلدهی به امنیت و ثبات منطقهای چه بود و تصمیم ترامپ برای ترور او چگونه بر پویایی قدرت در خاورمیانه تأثیر گذاشت؟
استاد دانشگاه کالیفرنیا:ژنرال سلیمانی با یاری رساندن به گروههای بومی منطقه برای توسعه راهبردها و توانمندیهای خودکفایی و دفاع بهویژه در لبنان، سوریه و عراق، در خط مقدم مبارزه با داعش قرار داشت؛ شکست این گروه برای امنیت و ثبات منطقه حیاتی بود و از همین رو با اهداف آمریکا و اسرائیل در تضاد قرار میگرفت. میتوان گفت تصاویری که از رئیسجمهوری خودخوانده سوریه با پیشینه القاعده و داعش در حال بازی بسکتبال با ژنرالهای سنتکام آمریکا و ائتلاف «ضد داعش» منتشر شده است، در حالی که سوریها با اشغال صهیونیستی و قتلها و جنایات فرقهای روزانه روبهرو هستند، نشان میدهد ترور ژنرال سلیمانی به صهیونیستها، آمریکاییها و عروسکهای تکفیری آنان کمک کرد تا بطور موقت دستورکار خود برای تضعیف و تجزیه سوریه را به زیان شدید امنیت و ثبات منطقه پیش ببرند.
با این حال، پس از بیش از دو سال حمله بیسابقه اسرائیل و آمریکا، بذرهای گوناگون مقاومت منطقهای که ژنرال سلیمانی پرورش داد، همچنان در خاک خود ریشهدار دارند و به نمایش سرزندگی، کارآمدی و هدف ضروری خویش ادامه میدهند، در حالی که اسرائیل و ایالات متحده بهطور جدی از حد خود فراتر رفته و بهسرعت در حال تبدیل شدن به منفورهای جهانی هستند. از آنجا که موازنه قدرت در خاورمیانه به وضوح در بلند مدت به نفع صهیونیسم و یا امپریالیسم آمریکا نیست، ما شاهد تشدید خشونت نسلکشی و خصومت بیسابقه هستیم که از درک این واقعیت است.
سردار سپهبد حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس و ابومهدی المهندس به همراه هشت نفر دیگر بامداد جمعه ۱۳ دی ۹۸ در مسیر فرودگاه بغداد در اقدام تروریستی کاخ سفید و به دستور «دونالد ترامپ» در دور اول ریاست جمهوری آمریکا و با شلیک از پهپادهای ارتش این کشور به شهادت رسیدند. در پی این اقدام تروریستی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بامداد چهارشنبه ۱۸ دیماه پایگاه آمریکایی «عینالاسد» در استان «الانبار» عراق را با چندین موشک هدف قرار داد.
در دور دوم ریاست جمهوری ترامپ نیز، اسرائیل با هدایت آمریکا، ۲۳ خرداد ماه با نقض آشکار حقوق بینالملل و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران، مناطقی در تهران و برخی دیگر از شهرها از جمله تاسیسات هستهای کشور را هدف حمله نظامی قرار داد و ایالات متحده آمریکا نیز اول تیرماه با حمله مستقیم به سایتهای هستهای فردو، نطنز و اصفهان، به جنگ علیه ایران پیوست.
در پی پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران به این حملات، سرانجام، سوم تیرماه رئیسجمهوری آمریکا توافق آتشبس میان ایران و رژیم اسرائیل را اعلام کرد و جمهوری اسلامی ایران هم با بیان اینکه آغازگر جنگ نبوده است، تصریح کرد که اگر رژیم اسرائیل تهاجم غیرقانونی خود را متوقف کند، ایران نیز قصدی برای ادامه پاسخ ندارد.
مقامات آمریکایی در حالیکه بارها پس از جنگ ۱۲ روزه از تمایل به توافق با تهران به منظور تحمیل خواستههای واشنگتن سخن گفته اند، اما ترامپ در روزهای اخیر، به بهانه بازسازی تاسیسات هسته ای و موشکی در پی جنگ ۱۲ روزه و نیز به بهانه حمایت از معترضان در ایران، تهدید به حمله نظامی کرده است.