نورنیوز-گروه اجتماعی: همه می توانیم یک سناریوی آشنا رو تصور کنیم: دوستت عروسی گرفته، یه جشن آنچنانی با ماشین عروس چند میلیاردی، لباس سفارشی از برندهای خاص و یه تالار که انگار از توی فیلمهای هالیوودی کپی شده! حالا نوبت توئه، نه؟ باید یه جوری بزنی رو دستش! مهم نیست که قسطها سر به فلک کشیده، یا شاید هنوز حقوق ماه قبل رو هم کامل نگرفتی، فقط باید جشن تو بهتر باشه! خب، این رقابت بیپایان از کجا اومده؟
زندگی امروز پر شده از "کی بهتره؟ کی بیشتر داره؟ کی شیکتر زندگی میکنه؟" اما آیا این فقط یه چشم و همچشمی ساده است یا ماجرا عمیقتر از این حرفاست؟ واقعاً کسی که بیشتر خرج میکنه، خوشبختتره؟ یا نکنه یه پای ماجرا به مشکلات روانی میرسه؟
خرید کردن یا درمان اضطراب؟ مسئله این است!
یه دسته از آدمها هستن که خرید کردن براشون یه جور درمان اعصاب حساب میشه. به این اختلال، "خرید وسواسی" میگن. اینا افرادی هستن که وقتی استرس دارن، یه خرید درست و حسابی حالشون رو جا میاره، البته فقط برای چند دقیقه، چون بعدش دچار عذاب وجدان میشن که چرا اینقدر خرج کردن! جالبتر اینجاست که حتی وقتی پول هم ندارن، با قرض و وام خرید میکنن. نتیجه؟ بدهی بالا، استرس بیشتر و یه چرخه بیپایان از خرید و پشیمونی!
چرا این اتفاق میافته؟ چون هر بار که خرید میکنیم، مغزمون یه پاداش کوچیک به ما میده (همون هورمون دوپامین معروف) و این حس خوشحالی باعث میشه دفعه بعد باز هم دنبال خرید باشیم. اما این خوشحالی مثل یه حبابه که زود میترکه و آدمو توی مشکلات مالی و اضطراب غرق میکنه!
خودشیفتگی مدرن: ببینید چقدر خوشبختم!
بعضیها هم تجملگرایی رو فقط برای نشون دادن خودشون انجام میدن. به اینا میگن "خودشیفتههای لوکسباز"! برای این افراد، زندگی یه جور نمایش دائمیه؛ از لباس مارکدار بگیر تا ماشینهای میلیاردی و مهمونیهای پرزرقوبرق. اینا فقط یه هدف دارن: تحسین بقیه! هر لایکی که روی عکسشون تو اینستاگرام میخوره، براشون مثل یه مدال افتخاره!
مشکل چیه؟ این افراد از درون حس ناامنی دارن، برای همین تلاش میکنن با چیزای گرونقیمت خودشون رو ارزشمند نشون بدن. اگه کسی بهشون توجه نکنه یا انتقادی بشنون، ممکنه از شدت ناراحتی از دورهمیها قهر کنن یا یه دعوای حسابی راه بندازن!
وقتی تجملگرایی تبدیل به یه مسابقه میشه!
حالا تصور کن توی یه مهمونی نشستی و یکی از مهمونا ساعت جدیدش رو نشون میده: "این ساعت خاصه، فقط سه تا ازش توی کشور هست!" بلافاصله یه نفر دیگه میگه: "آره، ولی مال من یه مدل خاصتره که فلان سلبریتی هم دستش کرده!" و این رقابت تا آخر مهمونی ادامه پیدا میکنه.
به این پدیده میگن "مصرفگرایی نمایشی". یعنی آدمها فقط برای اینکه از بقیه عقب نمونن، وسایل گرون میخرن. مهم نیست واقعاً اون وسیله به کارشون بیاد یا نه، مهم اینه که نشون بدن در چه سطحی از جامعه قرار دارن! اما این سبک زندگی یه دردسر بزرگ داره: همیشه باید توی رقابت بمونی وگرنه از "کلاس اجتماعی" جا میمونی!
مادیگرایی؛ وقتی خوشبختی رو توی پول میبینیم
آخرین دسته از آدمها، "مادیگراها" هستن. اینا باور دارن که خوشبختی یعنی پول و هر چی بیشتر داشته باشی، خوشحالتر میشی. اما مشکل اینجاست که همیشه چیزای جدیدتر و گرونتر توی بازار هست و این یعنی این افراد هیچوقت از زندگیشون راضی نیستن!
مثلاً کسی که گوشی جدید میخره، یه هفته خوشحاله، ولی بعدش یه مدل جدیدتر میاد و دیگه گوشی خودش به نظرش قدیمی میاد. نتیجه؟ همیشه در حال دویدن دنبال چیزای جدید هستن و هیچ وقت واقعاً احساس خوشبختی نمیکنن!
چطور از این چرخه خارج بشیم؟
خروج از این رقابت بیپایان، یک تغییر درونی است؛ تغییری که با شناخت عمیقتر از خودمان و باورهای غلطی که در ذهن داریم آغاز میشود. تصور کنید در یک اتاق تاریک هستید و فقط نورهای مصنوعیِ کوتاهمدت، لحظهای محیط را روشن میکنند؛ اما این نورها واقعی نیستند و هر لحظه خاموش میشوند. تجملگرایی هم همین است؛ خوشحالیهایی زودگذر که در نهایت، دوباره شما را به تاریکی برمیگرداند.
یک راه مهم برای رهایی، درک ارزش واقعی چیزهاست. آیا واقعاً یک ساعت چند صد میلیونی، ارزشش را دارد که برای خرید آن زیر بار قرض برویم؟ آیا خوشبختی یعنی تعداد لباسهای مارکدار داخل کمد؟ لحظهای فکر کنیم: آن چیزی که واقعاً ما را خوشحال میکند چیست؟ شاید یک گفتوگوی صمیمی با دوست صمیمی، قدم زدن در یک غروب پاییزی یا لحظاتی که بدون دغدغه کنار خانواده میگذرانیم.
نکتهی دیگر این است که خودمان را از دام مقایسهی بیپایان نجات دهیم. ما هیچوقت نمیتوانیم تمام زندگی دیگران را ببینیم؛ فقط بخشهای انتخابشده و بزککردهی آن را در اینستاگرام میبینیم. پس چرا باید خودمان را با این تصاویر فریبنده مقایسه کنیم؟
تصور کنید در یک سالن آینهای ایستادهاید، اما هر آینه تصویری تحریفشده از شما نشان میدهد. رسانهها دقیقاً همین کار را میکنند؛ آنها تصویری غیرواقعی از زندگی را نمایش میدهند و باعث میشوند ما فکر کنیم که اگر مثل آن تصویر نباشیم، کم داریم. اما کافی است کمی عقب بایستیم، نگاه دقیقتری بیندازیم و بفهمیم که بسیاری از این تصاویر، چیزی جز یک فریب خوشرنگولعاب نیستند.
مدیریت مالی میتواند کمک بزرگی باشد. اگر یاد بگیریم چطور پول خود را مدیریت کنیم و برای آن برنامهریزی داشته باشیم، کمتر درگیر خریدهای هیجانی میشویم. شاید وقتش رسیده که به جای اینکه با پول، لحظات خوشبختی کوتاهمدت بخریم، آن را برای آیندهای آرامتر و زندگیای باکیفیتتر سرمایهگذاری کنیم.
نورنیوز